اهمیت زبان انگلیسی درزندگی مدرن امروزی

* مینا ابراهیم زاده

امروزه یادگیری زبان انگلیسی یک ضرورت انکارناپذیراست، چراکە زبان انگلیسی، زبان علم است وآموزش رشتە های مختلف در سطوح عالی وتولید علم بە زبان انگلیسی صورت می گیرد. باافزایش روند جهانی سازی ارتباطات بین المللی ،تجارت جهانی و آموزش علوم جدید همگی بە زبان انگلیسی صورت می گیرند و عدم آشنایی بااین زبان برابر باعدم زندگی در دنیای مدرن است.
زبان انگلیسی زبان رسمی اخبارواطلاعات مبادلە شده جهان است. زبان علم وفن آوری است.
باختین (1986) زبان را مجموعە ای از پاره گفتارهای مستقرشده می داند ، کە گویندگان درون آن هستندومی کوشند هنگام گفتگو با یکدیگر، معناهایی را بیافرینند.این نوع نظریە یادگیری زبان را حرکتی خطی از نقطە ی الف بە نقطە ی ب نمی داند،بلکە آن را سفری چند بعدی، فردی شده وگاه پر پیچ وخم می داند.سفری کە مجموعە ای متنوع ازهویت ها رابە شخص ارایە می دهد.
هشدارها درمورد یادگیری زبان دوم بسیارزیاد هستند.ازیک سو یادگیری زبان دوم درکشور زبان دوم قرار دارد، کە هدف آن سکونت درآن محل درسالهای بعداست. ازسوی دیگر، کلاسهای زبان خارجی در کشور یادگیرنده زبان خارجی قرار دارند.
دراین بین احتمالات زیادی وجود دارد کە بە چە نحو با زبان دوم روبرو شوند، عده ای باعلاقە ی زیادی وعده ای باعلاقە ای اندک بە یادگیری زبان دوم مشغولند.بنابراین ساده انگاری است کە بگوییم یادگیری زبان دوم تاحد زیادی بە معنای آشناشدن بامفاهیم فرهنگی اجتماعی دیگران است.
زبان چیست؟
زبان توسعە یافتە ترین ابزار فکری است کە برای برقراری ارتباط بین انسانها وجوامع انسانی بە کارگرفتە می شود. انتقال مفاهیم پیچیده ذهنی بە ساده ترین وکامل ترین شکل ممکن فقط ازطریق زبان نوشتاری وگفتاری ممکن است. اماجمعیت کرهء زمین بە زبان هایی مختلفی صحبت می کنند.طی سالیان اخیربە دلایل مختلف علمی ، سیاسی، اقتصادی وفرهنگی، زبان انگلیسی تبدیل بە وسیلە ارتباط مردمانی از فرهنگها وملیت های متفاوت شده است.
دردنیای امروز، برای برقراری ارتباط وپیشبرداهداف علمی -اجتماعی بشر، نیازبە زبانی مشترک بیش از پیش احساس می شود.بنابراین یادگیری زبان انگلیسی بە زبان ارتباط مردم دنیابدل شده است .دراولویت کاری تاجران، دانش پژوهان و…قرارمی گیرد.البتە منظوراز یادگیری ، کسب توانایی های لازم بە اندازه ی توان دریافت مفهوم واژه هاست.
برای یادگیری زبان انگلیسی ازکجابایدشروع کرد؟ نقطە آغازکجاست؟ چە مطالبی رابایدمطالعە کرد؟ یادگیری چگونە رخ می دهد؟ آیابرای یادگیری موفق گام های مشخصی وجوددارد؟ اینها پرسش هایی هستندکە معمولا زبان آموزان پاسخ ساده ای برای آن پیدا نمی کنند؟
وقتی بادقت و نظری نقادانە بااین سوال هاروبرو شویم، بە تعدادی شگفت آور ازپاسخ ها می رسیم.
رشتە ی فراگیری زبان دوم، روش هاومسایل نظری خاص خودرا دارد کە معمولا هر رشتەء علمی درحال توسعە همین وضع رادارد. )لانگ 2007، وان پاتن دوم و ویلیامز سوم 2007، هیکل چهارم 2011).
بنابراین بسیاری ازاین پرسش ها دارای پاسخ هایی موقت هستند، یادربهترین حالت، پاسخ هایی دارندکە بااین عبارت شروع شوند:بستگی دارد.پاسخ ها باید دربافتی سازماندهی شوندکە می تواند ازیک یادگیرنده بە یادگیرنده دیگر، وازیک زمان بە زمان دیگرتغییر کند.
هویت ویادگیری زبان
درک وفهم ابعادیادگیری زبان دوم ، حول وحوش مفهوم هویت است کە پیشتازآن نورتون (2000) است.وی درکتاب خود درموردهویت ویادگیری زبان دراین باب سخن رانده است.
یادگیرندگان زبان خارجی )یادگیرندگان زبان دوم درمتن زبان اول ( معاف از استنباط وگفتگو در مورد هویت نیستند.کلرکرامش )2009(، نە تنها )این عقیده را کە زبان آموزان ، دارای برتری واطمینان ازهویت خود هستند، مورد سوال قرار می دهد بلکە این سخن کە یادگیری زبان خارجی بر هویت فرد هیچ تاثیری ندارد را نیز نمی پذیرد.وی عاطفە واحساس را بە شیوه ی استنباط زبان آموز از واقعیت اجتماعی پیوند می دهد.مفهوم متمایز نظریە فرهنگی اجتماعی این است کە فعالیت های ذهنی انسان عاملی دارند، برای ایجاد میانجی ونظم دادن بە روابط مابادیگران وباخودمان ابزارهایی نمادین، یا علایمی را بە کار می بریم، البتە اولین ابزار نمادین زبان است کە از طریق آن هویت خودرا می سازیم و استنباط می کنیم.
نورتون وتوهی)2011( می گویندنظریە ی هویت یادگیری زبان دوم راکسی می داند کە دردنیای اجتماعی بزرگتر وزمان ومکان متغییرقرار گرفتە است. تعریف های زبان آموزان در چارچوب اصطلاح های دو قطبی درون گرا-برون گرا، وفرد متفکر-سریع العمل بیش ازحد تعمیم داده شده اند چون زبان آموزان تفاوت های فردی زیادی بایکدیگر دارندوحتی در خودشان هم متفاوت هستند.
اگرفرآیندیادگیری زبان دوم راازمنظر جامعە اهل عمل نگاه کنیم.مدل های قطبی وارونە می شوندو مفرضات ومحدودیت های دست وپاگیرکنار گذاشتە می شوند.یادگیری زبان دوم بە ندرت بە معنای یادگیر ی فرهنگ دوم است.زیرااین اصطلاح اصولا مختص جامعە ای است تک شکل ودوم آن کە ، هرزبان آموز، ازنظرهویت، خودرا متعلق بە فرهنگی خاص می داند.
یادگیری زبان دوم مستلزم تشکیل هویت است.تشکیل هویت جدیددرکانون یادگیری فرهنگ قرار داردکە بە آن فرهنگ پذیری هم می گویند.درک وفهم فرهنگ جدید برای یادگیری زبان دوم، حتی درکلاس های درس کشور خارجی، گاه درتضادیا جهان بینی فردی است ودرتضادباهویت ، تفکر، عمل، احساس وروش های برقراری ارتباط او است.وقتی چنین گسیختگی شدیدباشد، یادگیرنده دچارشوک فرهنگی می شود.
سیاست زبانی
یکی دیگراز مسایل مرتبط بایادگیری زبان دوم، سیاست زبانی است کە برنامە ریزی زبان راهم شامل می شود.ازجملە موضاعات مرتبط باسیاست زبانی، زبان تحصیل کودکان است کە مثلا دولت یا وزارت آموزش وپرورش تصمیم می گیردمطالب درسی بە فلان زبان یازبان هاتدوین شوند.این تصمیم ها معمولا براساس انتخاب کاردرآینده یاشرکت درمسایل سیاسی، مثل انتخابات وزبانی کە دراین زمینە ارزشمنداست گرفتە می شود.گاه دراین قبیل موارد، بین نظام های ارزشی ، تصادم بە وجودمی آیدوگاهی گوناگونی زبان هاوفرهنگ های جامعە بە صورت عامل اثرگذارمهم درمی آیند.
انگلیسی بە عنوان یک زبان میانجی
آیابحث وجدایی کە درحال حاضردرمورد زبان میانجی بین المللی ، یعنی انگلیسی، وجوددارد، مربوط است بە گونە های خاص آن؟ دربعضی انواع تحقیقات حتی گفتە شده کە تدریس انگلیسی در سراسر دنیا ممکن است باعث پیدایش نوعی قدرت فرهنگی می شود.کە بین دارها وندارها را گسترده تر کند.
اکتساب زبان دوم وزبان خارجی
گسترش زبان انگلیسی بە عنوان زبان بین المللی باعث کمرنگ شدن مرزهای بین انگلیسی بە عنوان زبان دوم وانگلیسی بە عنوان زبان خارجی شده است. یادگیری انگلیسی بە عنوان زبان دوم یعنی زبان انگلیسی درمتن فرهنگی کە زبان انگلیسی زبان بومی آن است.
امپریالیسم زبانی وحقوق زبانی
یکی ازداغ ترین بحث ها درانتشارزبان انگلیسی بعنوان زبان بین المللی این است کە این پدیده تاچە اندازه جلوی تلاش های افرادبرای دستیابی بە سوادخواندن ونوشتن زبان خودرا کە نتیجە ی تلاش برای یادگیری انگلیسی است می گیرد، تاچە اندازه جلوی پیشرفت اقتصادی واجتماعی افرادی ناآشنا بە آن رامی گیرد؟ عده ای بە تثبیت عدم تساوی حاصل ازدانستن یاندانستن انگلیسی در بعضی جوامع اشاره کرده اند.
یکی ازمسایل امپریالیسم زبانی، اگربە آن قتل عام نگوییم ، کم ارزش شدن بعضی زبان هادراثرگسترش زبان انگلیسی است.اماشمشیر دولبە ی انگلیسی بە عنوان زبان جهانی خطرمحو امپریالیست وار زبان ها وفرهنگ های جهانی را دربردارد.
نتیجە گیری
بە گفتە ی بسیاری اززبان شناسان ، زبان یک مهارت است کە برای یادگیری آن بایدتمرین زیادی کرد.
ازآنجاکە فرآیندیادگیری زبان بسیارکنداست.این تمرین باید متناوب، مستمروطولانی باشددرغیراینصورت اثربخشی آن کم می شود.اما منظور ازمتناوب، مستمروطولانی چیست ؟
تناوب یعنی حجم محدودی ازمواددرسی درفاصلە های معین کە درمورد زبان انگلیسی سە تاشش روز درهفتە توصیە می شود.استمراریعنی تکراراین مطالعە بدون تعطیلی.
بە طورکلی بایدگفت کە قانون طلایی یادگیری زبان ، مطالعە حجم کمی ازمطالب درفاصلە زمانی معین اما مداوم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *