گفتگو با جوانی موفق در عرصه هنر فیلمسازی زانیار محمدی نکو

تهیە وتنظیم . هاوری اسماعیلی

خودتان را برای مخاطبین ما معرفی بفرمائید؟
من زانیار محمدی نکو هستم، دبیر ورزش،شاعر و فیلمساز
متولد سال ۱۳۷۲ شهرستان بوکان
فارع تحصیل از انجمن سینما جوان ارومیه
ابتدا فعالیت هنری خودم را در سال ۹۱ با شعر شروع کردم که خوش بختانه تا بحال چند تا از شعر هایم به صورت تک اثر در مجله های ادبی چاپ شده اند،
در مورد فیلمساز باید بگم که فیلمسازی رو تقریبا همزمان با ورود به دنیای ادبیات شروع کردم.

یک فیلمساز در ساخت یک فیلم چە عواملی رو باید مدنظر داشته باشد؟
اگه به شیوه ی کلی بخواهم توضیح بدم ، مراحل فیلمسازی رو به سه مرحله از نظر تولید تقصیم می کنیم، که شامل:مرحله ی پیش تولید، مرحله ی تولید ، مرحله ی پس تولید می باشد که در هر کدوم از این مراحل ،ما با یک سری از عوامل سروکار داریم که این عوامل : نویسنده، کارگردان، تهیه کننده،تصویر بردار، ،صدابردار، صداگذار، تدوینگر، طراح لباس ، طراحه صحنه و…. می باشند.

تا کنون در زمینە کارگردانی چە کاهای انجام دادەید؟
تا بحال دو کار کوتاه داستانی و یک کار کوتاه مستند رو نویسندگی و کارگردانی کرده ام.
و در بیش از ده پروژه ی فیلم کوتاه دیگر به عنوان دستیار اول کارگردان یا طراحی صحنه ،کار کرده ام.
درحال حاضر مشغول به سخت ترین کار فیلمسازی یعنی نوشتن فیلمنامه ای دیگر هستم.

از شرکت در جشنواره ها بفرمائید؟
تا به حال در بیش از ۲۰ جشنواره ی بین المللی و ملی، کار های من به نمایش در امده اند
که روی هم رفته فکر کنم فیلم هایی که کار کرده ام بیش از ۱۰ بار موفق به کسب جوایز شده اند.
حضور در جشنواره ها برای فیلمساز های مستقل می تونه سکوی پرتاب خوبی باشه ولی در کل جشنواره ها هم خوب هستند و هم بسیار خطرناک،

از علاقتون به دنیای فیلم بگوید؟
شیندلرز لیست،دزد دوچرخه، درباره ی الی، کاتێک بۆ مەستی ئەسبەکان، سینما پارادیسو، باد مارا خواهد برد، لاسترادا، ژانی گەل، کیسەڵەکانیش دەفڕن، پرزدنت،هشت و نیم،…. از فیلمهایی هستند کە هر لحظه دوست دارم انها را تماشا کنم .
فعلا در ضمینه ی سینمای کوتاه کار می کنم، و اگر چه بعضی از منتقدین بر این باور اند که سینمای کوتاه جدا از سینمای بلند و حرف ای کاملا جدا هستش و لی به شخصه سینمای کوتاه رو پله ای برای ازمون و خطا ، کسب تجربه و
در نهایت رسیدن به سینما بلند می دونم.
سینما هنر قدرتمندی است،البته نه اینکه برای رسید به قدرت پا به دنیای سینما گذاشته باشم،باید اعتراف کنم که کاملا تصادفی وارد دنیای هنر شدم
و در حال حاضر سعی می کنم تمام کار های زندگیم را در راستای هنر جلو ببرم و البته در شبانه روز وقت زیادی را صرف این کار می کنم، رابطه ی من با هنر از علاقه گذشته است،من دیگر وابسته شده ام……وقتی هنر انسان ها را نامیرا میکند،به عنوان یک هنرمند ،باید بگم که به احتمال زیاد بدون سینما و شعر زنده نخواهم بود.

سخن پایانی شما برای مخاطبین ما چه خواهد بود؟
یک اثر هنری در عصر معاصر علاوه بر داشتن ویژگی های هنری، باید هدف دار باشه، و در نهایت جامعه رو آگاه کنه، جامعه ای که میانه ی خوبی با هنر نداره، محکوم به قبول کردن خیلی چیز هاست، و این می تونه بسیار خطرناک باشه
هنر پل ارتباطی بین هنرمند و جامعه هستش، یکی هنرمند نیازمند توجه هستش اگه خیلی ساده تر بخوام بگم، زنده بودن هنرمند به توجه جامعه بستگی داره.
در آخر می خوام از تمام دوستان و عزیزانی که به من کمک کردن، تشکر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید