آموزش زبان مادری از دیدگاه حقوق بشر

جمال یوسفی

 

روز ۲۱ فوریه (۲ اسفند) از سوی سازمان ملل، به عنوان روز جهانی زبان مادری اعلام شده است. دربعضی از کشورهای خاورمیانه آموزش زبان‌های اقوام مختلف کماکان با محدودیت‌ها و موانعی روبروست.

روز ۲۱ فوریه برابر با دوم اسفند ماه روز جهانی زبان مادری است. سازمان ملل متحد مراسم گوناگونی را برای گرامیداشت این روز در بسیاری از کشورهای جهان برگزار می کند. سازمان ملل از دولت ها می‌خواهد که حق اقوام ساکن کشور خود را برای آموزش به زبان مادری‌شان به رسمیت بشناسند و زمینه تدریس زبان آنها را در نظام آموزشی کشورشان فراهم آورند.

در قانون اساسی ایران نیز حق آموزش به زبان مادری اقوام ساکن کشور به رسمیت شناخته شده است. اما هنوز هم، با وجود آنکه چند دهه از تصویب این قانون گذشته است، این اصل به مرحله اجرا درنیامده است.

نگرانی سازمان ملل متحد از نابودی زبانها هنوز وجود دارد. در یکی از روزهای سرد زمستان امسال “ماری اسمیت جونز” آخرین بازمانده بومیان “ایاک” آلاسکا و تنها کسی که می توانست به زبان این گروه از سرخ پوستان ساکن شمال غرب آمریکا سخن بگوید، در سن ۸۹ سالگی درگذشت. با مرگ او یک زبان دیگر هم در دنیا از بین رفت. از خانم جونز هفت فرزند به جای مانده، ولی آنها قادر به سخن گفتن به زبان مادری خود نیستند، چون در آلاسکا زبان آنها ممنوع بوده و مردم بومی مجبور بوده‌اند فقط به انگلیسی صحبت کنند.

سازمان ملل متحد پیش‌بینی می‌کند که بیش از ۴۰ درصد از زبان های دنیا سرنوشت مشابهی چون سرنوشت زبان بومیان ایاک خواهند داشت. برای نجات و حفظ این زبان ها سازمان ملل و یونسکو هر ساله برنامه های متعددی را تدارک می بینند و دولت ها را برای پاسداری از زبان های رایج اقلیت های کشور خویش تشویق می کنند.

حق آموزش به زبان مادری از ابتدایی ترین حقوق انسانی است. دکتر عدالتی، محقق و جامعه شناس، در مورد تاثیرات منفی محرومیت از آموزش زبان مادری می گوید: “یکی از ابتدائی ترین حقوق هر انسان این است که به زبان خودش صحبت بکند، بنویسد و بخواند. اینکه او از این حقوق اولیه اش محروم شود، بزرگترین ضربه ای است که به این انسان وارد می آید. چه از لحاظ ذهنی، چه از لحاظ روانی و شخصیتی این شخص همیشه دچار مشکل می شود. رابطه فکر کردن و صحبت کردن نیز از بین می رود. ما به زبان مادری خود صحبت می کنیم و فکر و اندیشه انسان بصورت کلمه از دهان آدم بیرون می آید و وقتی زبان مادری شما را ممنوع می کنند، انرژی و پتانسیل شما را می گیرند. روانشناسان می گویند که تعلیم و تربیت کودکان تا کلاس سوم و چهارم باید به زبان مادری باشد.” دکتر عدالتی در ادامه صحبت هایش به اهمیت آموزش زبان مادری با استناد به نتایج پژوهشهای متخصصان امور تربیتی و روانشناسی اشاره میکند دکتر عبدالکریم لاهیجی، نایب رییس فدراسیون بین‌المللى جامعه‌هاى حقوق بشر، می گوید که یکی از حقوق اساسی انسان، حق آموزش است، و اما به گفته دکتر لاهیجی “وقتی ما می گوئیم حق آموزش، در مرحله اول حق آموزش به زبان مادری است. یعنی زبانی که انسان به آن زبان نخستین کلمات بر زبانش جاری می شود؛ آن زبانی است که با پدر و مادرش و با افراد دیگر خانواده اش در نخستین روزهایی که به هر حال می تواند ارتباط برقرار کند، ارتباط برقرار می کند. بنابر این طبیعی است که وقتی ما می گوییم حق آموزش برای انسان ها شناخته شده و دولت ها بایستی امکانات لازم را دراختیار شهروندان قرار بدهند، برای اینکه بتوانند آموزش ببینند، منظور اصلی آموزش به زبان مادری است.”

دکتر لاهیجی در ادامه صحبت‌هایش گفت که جامعه بین الملل حق آموزش به زبان مادری را به رسمیت شناخته است. ولی آیا حق تدریس به زبان مادری در قوانین ایران نیز به رسمیت شناخته می شود؟ در اصل ۱۵ قانون اساسی کشور چنین آمده است: “استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است”.

بنابراین دولت ایران حق آموزش زبان مادری را به رسمیت شناخته است. حال چرا اصول قانون اساسی کشور اجرا نمی گردد؟ به نظر دکتر لاهیجی، اجرا نشدن اصل ۱۵ قانون اساسی ناشی از نبود رابطه شهروندی بین مردم و دولت است. دکتر لاهیجی می‌گوید: “متاسفانه در نظام هایی که روابط شهروندی بین مردم و دولت وجود ندارد. مردم به اعتبار اینکه به هر حال کسی را به عنوان رییس دولت یا مجموعه ای را به عنوان دولت بر می گزینند، از آن شخص یا مجموعه توقع دارند که امکانات بهره مند شدن از حقوق و آزادی هایی که چه در چارچوب حقوق بشر و چه در قانون اساسی هر کشور برای مردم در نظر گرفته شده فراهم بیاورد.

در مورد تاثیر خانواده‌ و رسانه‌ها در یادگیری زبان مادری یک، استاد دانشگاه و صاحب ”  به نقش خانواده ها در حراست از زبان مادری اشاره می کند: “اساسا زبانی مثل زبان کردی خواسته ها و ویژگی های خودش را دارد، در شرایطی که الان ما زندگی می کنیم ، فکر می کنم از ابعاد مختلف قابل بررسی است. یکی از بحث ها این است که ما در جمع خانواده زبان کردی را تا چه میزانی می‌توانیم استفاده بکنیم و کاربرد دارد و تا چه میزانی زبان فارسی تاثیر گذاشته است. تاثیر زبانی یک امر عادی است. یعنی همیشه زبان ها تحت تاثیر زبان‌های مختلف، فرهنگ‌های مختلف و رفتارهایی که مثلا در گذشته از طریق تجارت بوده و الآن از طریق صدا و سیما و رادیو اینها قرار می گیرد. خیلی از خانواده‌های اقلیت ایرانی الآن زبان  بومی محلی خودرا بین فرزندانشان آموزش می دهند و عملا در خانواده به همین زبان صحبت می کنند. منتهی خیلی از اصطلاحات هم از طریق رسانه های گروهی صدا و سیما و یا مطبوعات و یا آموزش در مدارس وارد زبان کردی شده. این امر تا یک حدودی طبیعی است ولی برای هویت زبان ها از این حیث مخاطره آمیز است که اگر تکلم کردن به زبان بومی و محلی فراموش بشود یعنی نهایتا آخرین بستر زبان بومی از دست می رود. به همین جهت خانواده ها یک تکلیفی دارند در کنار آموزش زبان رسمی کشور، زبان قومی خودشان را هم می بایست حفظ کنند و حراست کنند.”

باید به این نکته اشاره کنم که به نقش رسانه های گروهی در کشور برای حفظ زبان، تاکید می کند که در عرصه انتشار کتاب ها و مطبوعات تا حدی دولت اجازه داده است که در مناطق ملی و قومی کشور مردم از زبان های محلی خود استفاده بکنند. در صدا و سیمای استان کردستان برنامه تلویزیونی و رادیو به زبان کردی هست ولی این برای حفظ یک زبان کفایت نمی کند: “بنظر من هنوز جا دارد که ساعات پخش زبان کردی بیشتر از اینها بشود. پرداخت به مسائل استان و آموزش به زبان کردی از طریق صدا و سیما بیشتر از اینها جایگاه دارد. همینطور در مطبوعات می توان بیشتر از اینها به آن پرداخت کرد.

 

بنظر دکتر  سارلی آموزش زبان اقلیت های قومی در مدارس در حال حاضر اساسی ترین مسئله است. وی می‌گوید: “مثلا مطبوعات کُردی کاربرد محدودی دارند. انتشار کتاب خیلی خوب وبهتر است و جمهوری اسلامی در حد خودش این امکانات را فراهم کرده، منتهی کفایت کنننده نیست. ما اگر بخواهیم زبان را به شکلی تعمیم بدهیم، پویا نگاهداریم این است که نیازمند آموزش، کتاب و معلم و تمرین است. طبعا اگر این متحقق بشود خیلی جالب خواهد بود.”

برگزاری روز جهانی زبان مادری در مدافعان حقوق بشر زبان را نه تهدید، بلکه گنجینه و ثروتی معنوی قلمداد می کنند. آنها بر حق تدریس به زبان مادری تاکید دارند و زبان را فراتر از وسیله‌ای ارتباطی می دانند.

زبان کُردی، بلوچی، ترکمنی ……، مجموعه ای که در یک تنوع فرهنگی، قومی و حتی مذهبی مجموعه در ایران را تشکیل می دهند، روشنفکران پایتخت نشین معتقدند که زبان کُردی لهجه ای از زبان فارسی است این ایده نادرست واشتباه محض است زیرا علم زبان شناسی میگوید هیچ لهجه زبانی نمی تواند لهجه های زبانی دیگر داشته باشد بلکه این زبان است دارای لهجه های دیگری است به این ترتیب زبان کُردی زبان مستقل ودارای لهجه های همچون : سوران، گوران کورمانج، زرزای، لکی، فیلی، بختیاری و… است  بدین ترتیب آن اولویتی که زبان فارسی دارد متاسفانه زبان ها یا لهجه های دیگر ندارند. ”

یک فعال حقوق بشر، به شیوه برخورد حاکمیت ها با زبانهای اقلیت‌ها درایران انتقاد می کند: “ما در ایران می بینیم که حاکمیت ها همواره این زبانها را به صورت دوست نگاه نکرده و همیشه به عنوان رقیب نگاه کرده است و به شکل چیزی نگاه کرده که می تواند بنیان برافکن باشد. درایران همیشه این ترس و واهمه برای حاکمان وجودداشته که استقلال یک زبان اقلیتی مترادف با به خطر افتادن تمامیت ارضی کشور است که این توهمی بیش نیست در  هر حال باید از تجربه دیگر کشورها استفاده کرد. کشورهایی مثل سوییس که مردم به چند زبان صحبت می کنند و توانستند آن کشور را اداره بکنند و از لحاظ زبانی مشکلی ندارند. و یا کشورهایی مثل هندوستان که انبوه زبان ها در کنار هم زندگی می کنند و ما می توانیم این تجربیات را از این کشورها بگیریم. نکته دیگر این است که مسئله زبان جهانی شده، به همین خاطر سازمان ملل سال ۲۰۰۸ را سال زبان نام‌گذاری کرده و این اهمیت مسئله را می رساند. متاسفانه در ایران جمعیت های زیاد نمی توانند به زبان های مادریشان تحصیل کنند. طبعا کودکانشان افت تحصیلی دارند و نمی توانند رشد فرهنگی داشته باشند و هویتشان در معرض تهدید قرار می گیرد. شما نگذارید یک ملتی به زبان خودش صحبت بکند. بعد از دهه ها به هر حال نوعی استحاله و مشکلاتی را برای این ملت بوجود خواهد آورد.”

در اینجا باید مسئله هویت انسان و زبان مادری اشاره کرد که: “هر انسانی چند هویت دارد، ولی عمیق ترین هویتش هویت زبانی است. زیرا قبل از اینکه پی ببرد چه دینی دارد، قبل از اینکه حتی به جنسیت خودش واقف بشود که مرد است یا زن و قبل از اینکه بداند هویت طبقاتی و موقعیت اجتماعی‌اش از نظر ثروت یا خرید و فروش کار چی هست و حتی قبل از اینکه بداند به کدام ملت و سرزمین تعلق دارد و پاسپورتش به کدام کشور متعلق است، به هویت زبانی می‌رسد. بقول هایدگر، فیلسوف آلمانی، انسان در خانه زبان است که فکر می کند و زبان مادری زبان ارتباطی نیست. ما در زبان ادبیات کلاسیک عرفانی مان به آن احساس و قلب می گوییم. زبان مادری قلب، احساس و الهام است. بنابراین کسانیکه با زبان مادری انسانها در می افتند در واقع با عمیق‌ترین جنبه هویت آنها مبارزه می کنند و پیروز نخواهند شد.”

در مورد تاثیر خانواده‌ و رسانه‌ها در یادگیری زبان مادری دکتر  سارلی، استاد دانشگاه و صاحب نظر  به نقش خانواده ها در حراست از زبان مادری اشاره می کند: “اساسا زبانی مثل زبان کُردی خواسته ها و ویژگی های خودش را دارد، در شرایطی که الان ما زندگی می کنیم ، فکر می کنم از ابعاد مختلف قابل بررسی است. یکی از بحث ها این است که ما در جمع خانواده زبان کُردی را تا چه میزانی می‌توانیم استفاده بکنیم و کاربرد دارد و تا چه میزانی زبان فارسی تاثیر گذاشته است. تاثیر زبانی یک امر عادی است. یعنی همیشه زبان ها تحت تاثیر زبان‌های مختلف، فرهنگ‌های مختلف و رفتارهایی که مثلا در گذشته از طریق تجارت بوده و الآن از طریق صدا و سیما و رادیو اینها قرار می گیرد. خیلی از خانواده‌های کُرد زبان الآن زبان بومی ومحلی خود را بین فرزندانشان آموزش می دهند و عملا در خانواده به همین زبان صحبت می کنند. منتهی خیلی از اصطلاحات هم از طریق رسانه های گروهی صدا و سیما و یا مطبوعات و یا آموزش در مدارس وارد زبان کردی شده.

این امر تا یک حدودی طبیعی است ولی برای هویت زبان ها از این حیث مخاطره آمیز است که اگر تکلم کردن به زبان بومی و محلی فراموش بشود یعنی نهایتا آخرین بستر زبان بومی از دست می رود. به همین جهت خانواده ها یک تکلیفی دارند در کنار آموزش زبان رسمی کشور، زبان قومی خودشان را هم می بایست حفظ کنند و حراست کنند.”

دکتر  سارلی در ادامه صحبت هایش ضمن اشاره به نقش رسانه های گروهی در کشور برای حفظ زبان، تاکید می کند که در عرصه انتشار کتاب ها و مطبوعات تا حدی دولت اجازه داده است که در مناطق ملی و قومی کشور مردم از زبان های محلی خود استفاده بکنند. سارلی گفت در صدا و سیمای استان کُردستان برنامه تلویزیونی و رادیو به زبان کُردی هست ولی این برای حفظ یک زبان کفایت نمی کند: “بنظر من هنوز جا دارد که ساعات پخش زبان کُردی بیشتر از اینها بشود.

به نظر دکترسارلی آموزش زبان اقلیت های قومی در مدارس در حال حاضر اساسی ترین مسئله است. وی می‌گوید: “مثلا مطبوعات ترکمنی کاربرد محدودی دارند. انتشار کتاب خیلی خوب و بهتر است و جمهوری اسلامی در حد خودش این امکانات را فراهم کرده، منتهی کفایت کننده نیست. ما اگر بخواهیم زبان را به شکلی تعمیم بدهیم، پویا نگاه داریم این است که نیازمند آموزش، کتاب و معلم و تمرین است. طبعا اگر این متحقق بشود خیلی جالب خواهد بود.”

برگزاری روز جهانی زبان مادری از دیدگاه مدافعان حقوق بشر زبان را نه تهدید، بلکه گنجینه و ثروتی معنوی قلمداد می کنند. آنها بر حق تدریس به زبان مادری تاکید دارند و زبان را فراتر از وسیله‌ای ارتباطی می دانند.

 

* دکتری حقوق مدرس دانشگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.